السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
176
جواهر البلاغة ( فارسى )
« و لأجل استعمال هذه الادوات فى التّمنّى ينصب المضارع الواقع فى جوابها » . و چون اين ادوات ، « هل ، لو و لعلّ » در تمنّى به كار گرفته مىشود ، مضارعى كه در جواب اينها مىآيد ، به تقدير « أن » ناصبه ، منصوب مىگردد ، مانند : « لعلّ الفتح يأتى فأزور البيت الحرام » در اين مثال « فأزور » فعل مضارع است و در جواب « لعلّ » با تقدير « أن » منصوب گشته است . تمرين بيّن المعانى المستفادة من صيغ التّمنّى فيما يأتي معانى به دست آمده از صيغههاى تمنّى در موارد زير را بيان كن . قال تعالى : فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ خداى و الا فرمود : « فَهَلْ . . . » « 1 » آيا راهى براى رهايى هست ؟ « هل » براى تمنّى به كار رفته تا متمنّى را به گونه چيز ممكن ، جلوه دهد . علّ اللّيالى الّتى أضننت بفرفتنا * جسمى ستجمعنى يوما و تجمعه شبهايى كه به سبب جدايى ما ، تنم را فرسوده كرد ، اى كاش روزى من و او را در يك جا گرد مىآورد . « علّ » در اين شعر ، شكل ديگرى از واژهء « لعلّ » است ، « علّ » براى تمنّى به كار رفته است تا آن چيز محبوب را دست نيافتنى نشان دهد . « لو يأتينا فيحدّثنا » : كاش مىآمد تا با ما سخن بگويد . « لو » براى تمنّى استعمال شده تا دور از دسترس بودن متمنّى ، در نظر آيد . « لعلّى احجّ فازورك » : كاش حج مىگزاردم تا تو را زيارت مىكردم . « لعلّ » براى تمنّى به كار آمده است تا دستيافتن به حج را غير منتظره نشان دهد . « يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا » « 2 » : اى كاش ، همراه پيامبر ، راهى را برگزيده بودم . در اين مثال ، ليت براى ابراز حسرت ، به كار رفته است . « هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ » « 3 » آيا راهى به سوى بازگشتگاه هست ؟ در اينجا دستيافتن به
--> ( 1 ) . غافر / 11 . ( 2 ) . فرقان / 27 . ( 3 ) . شورى / 44 .